ميرزا احمد ميرزا خداوردى

231

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

بغل خود درآوردم داديم به او . دلماج هم همراه او بود كه ميرزا جعفر قلى بيگ شيروانى بوده باشد و عريضهء ما را از دست من گرفت گفت : اين چه عريضه است ؟ عرض كرديم : بده دلماج بخواند . فرمود : همين عريضه مگر شما نمىدهيد ؟ من عرض كردم : چرا . گفت : حالا زبانى مضمون اين عريضهء خود را بيان نماييد . « 1 » لهذا من نهانى عرض خودم را كما هو حقه به رشتهء عرض و تقرير درآوردم . گفت : همچنين كار در عالم نمىشود و زاكون « 2 » قبول نمىكند . اگر كسى شش ماه در جايى متوقف بوده باشد ، هيچ پادشاه او را از آنجا خارج نمىتواند بكند و حالا [ از ] شما هيچ آدمى در آنجا مانده است ؟ عرض كردم : قربانت شوم ! يك نفر برادرم در آنجا بود ، حالا ده روزى مىشود او را از آنجا خارج كرده‌اند . گفت : حيف ! اگر يك نفرى از شما در آنجا حالا مىبود ، همين ساعت حكم مىداديم شماها همگى به خانهء خودتان رفته باشيد . حالا كار چنين است ، چندى به من مهلت بدهيد ، به زودى همين كار را صورت خواهم داد . خلاصه آن‌وقت كار [ و ] بار اهالى محال آستارا هم از طرف حاجى مير عباس بيگ دل‌گران مىبودند ، همگى به حضور نچالينگ به شكايت آمدند و عريضه دادند و شكايت كلى كردند و نچالينگ شكايت ايشان را به حضور غبورناطور بادكوبه معلوم كرد كه در آن اوان ، غبورناطور قلى بگين مىبود . او هم بنابر شكايت مردم عازم لنكران شد و كار [ و ] بارها را تحقيق كرد . حتى خودش با نچالينگ عازم آستارا ، يعنى به دابوژنهء « 3 » آستارا برفتند . و در آن‌وقت ، بنا به فرمودهء نچالينگ ، من شكايت خودم را به جناب غبورناطور مزبور كردم و از كدخدا بابا ، كدخداى بوطه‌سر ، استفسار فرمودند ، او هم عرض ما را تصديق كرد . همان ساعت به نچالينگ حكم شديد كرد : البته ايشان را حكم شديد بدهيد بىگفتگو مراجعت خانهء خودتان نمايد و ضرر ايشان را از حاجى مير عباس بيگ گرفته ، مسترد سازيد . خلاصه نچالينگ ما را با حكم مرخص كرده ، اهل و اطفال خودمان را برداشته ، آمديم به خانهء خودمان ساكن شديم . و كار با حاج مير عباس بيگ مغشوش كلى يافت و چنان از سردار حكم صادر گشت : حاج مير عباس بيگ معه اطفالش را بياوردند در شهر بادكوبه سكنا بدهند و بر محال آستارا ايكون « 4 »

--> ( 1 ) . در نسخه « نمايد » . ( 2 ) . قانون . ( 3 ) . گمرك . ( 4 ) . ظاهرا به معناى قيّم و سرپرست است .